خداااااااااااااایا
با رفتنت همه ی رویاهایم را میگذارم پشت در...بیچاره رفتگر چه بار سنگینی دارد امشب.... سیگارم را ترک کرده ام ...نشسته ام از روزگار میکشم...روزی روزگار را هم ترک میکنممممممممم مات شدم از رفتنت هیچ میز شطرنجی هم در کار نبود این وسط فقط یک دل بود که دیگر نیست ابراهیم که نیستم میگذاری میروی...این اتش نبودنت بر من گلستان نخوااااااااااااااااااااااااهد شدد رفتی و ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که یکوت خانه دق مرگم کرد وابستگی ام را به تو باور کردم ...
نویسنده :
narges
16:27

